رویش کویر
دوباره تصویرکودک یمنی دچار سوء تغذیه مرا به سالهایی پیش از این در کشور خودمان کشاند و گزارش گونه ای که در یکی از سفرهای برای مبارزه با سوءتغذیه از طرف وزارت بهداشت  نوشته بودم و حقایقی که در آن بود و ضرورت تکرار آن.  هر چند شاید بسیاری از این برداشت ها در طی زمانی که گذشته است دستخوش تغییرات خوشایند یا نا خوشایندی شده باشند مثل نقدی کردن سبد غذایی که برای کودکان دچار سوء تغذیه در آن سالها در نظر گرفته شده بود
برداشت اول
بين ميليونها آدمي كه بر اين كره خاكي زندگي مي كنند تعداد كمي دكتر ربابه شيخ الاسلام را مي‌شناسند . او نه يك سياستمدار مهم است كه تمام خبرگزاري ها در وحشت هميشگي بشراز امكان جنگ و صلح ، پيوسته گفته ها ،موضعگيري ها و رفتار هايش را دنبال كنند و به تصوير بكشانند ، نه يك هنرپيشه ي بزرگ سينماست كه زندگي و رفت و آمد او خبر ساز و پولساز باشد كه توجه رسانه ها را به خودش جلب كند . او حتي يك فوتباليست مشهور هم نيست كه مطبوعات براي چاپ عكس هاي رنگارنگش ميليون ها هزينه كنند و  كودكان عكسش را به درو ديوار اتاقشان بچسبانند
 در دنياي ما قهرمان ها را رسانه ها مي سازند. مجازي ،كوتاه مدت ، كاذب
برداشت دوم
از نظر همه ي ما چهره ي فقر زشت است اما چهره ي گرسنگي براي همه ي ما شرم آور است بخصوص زماني كه آن را در صورت كودكي بببني كه هيچ تواني براي دفاع كردن از خود در برابر آن ندارد .
نگارنده يك كارشناس معمولي تغذيه است كه به دليل رشته ي تحصيلي ياد گرفته است گرسنگي ظالمانه ترين فرم بيداد است كه آدم ها به هم تحميل مي كنند . زياد از سالهاي تحصيل نگذشته است  كه در طي آن براي گرفتن نمره و كسب مدركي كه روزي در معادله ي تنازع بقاء بشري به درد دريافت امكانات بيشترو زندگي بهتر بخورد، حفظ مي كردم كه سوءتغذيه چه بر سر انسان ها مي آورد . به خصوص بر سر كودكاني كه هيچ امكاني براي مقابله با آن ندارند . با وحشت و سوال از اينكه آيا در قرن بيست و يكم هم هنوز مي توان نمونه هاي اين بلاي انساني را ديد؛ آموخته مي شديم كه براي درمان اين كودكان چه بايد بكنيم و البته تمام اساتيد به ما گوشزد مي كردند كه پيشگيري مهمتر از درمان است . ده سال دور ماندن از اين دانسته ها  هم نتوانست تصوير كودك دچار سوءتغذيه را از ذهن من دور كند . در اين تصوير كودك مبتلا با اندامي استخواني و نحيف  به كاسه ي خالي سرنوشتي زل زده است كه ما به دستش داده ايم ودر آن اجباربه زندگي بي هيچ آينده اي به دليل ناتواني ديگران ساخته و مرگي تدريجي در گذر رنج آلوده به گرسنگي مزمن  را انتظار مي كشد انگار از پيش قرار گذاشته شده جام جم او جز سياهي، رنگ ديگري باز نتاباند.
كودكاني كه دور از هياهوي پر زرق و برق روزمرگي بيش خواهي هاي ديگران مي مانند، مي سوزند و هيچگاه نمي توانند بسازند.آنها بخش ناديده گرفته شده ي بشر هستند اگر چه نامشان را آينده گذاشته‌ايم !
برداشت سوم
اينجا هستم . جايي كه خانه نيست . فرسنگ ها دورترم از خانه ، ميان كوير، قلب كشور كه شريانهاي انساني اش به گرفتگي دچار شده است . جايي كه چرخ فن آوري در جاده هاي به گل آلوده اش گير مي‌كند و طبيعت ، روز را در تلاش توانفرسا ي گياه و باد و انسان و دام به شب مي رساند .جايي كه نام جنگلي آن  نه بويي از سرسبزي جنگل دارد و نه شباهتي به آباداني هايي كه از تكرار اين كلمه در ذهن نقش مي بندد . اينجا خاتم ،نگين انگشتري كوير بر دستان طبيعت بخشنده ايست كه به خيال داغي ناديده گرفته شده ، اگر چه گرمي بخشندگي‌اش را در چاي كم رنگي كه عليرغم تنگدستي با گشاده رويي در برابرت مي گذارند مي تواني احساس كني.آنجا كه هيچ بختي، بختياري تكيده را ياري نمي كند و تنها هم خود اوست كه در تلاشي طاقت فرسا با سر و روي پيچيده براي در امان ماندن از سوز توانسوز كوير چند گوسفندي را كه تنها سرمايه ي زندگي اش است با هراس و بيم افت زده شدن از بيماري و گراز و خشك سالي به چرا مي برد تا تصوير زندگي را با شير و پشم آن كمي رنگين كند . با چهره ي آفتاب سوخته اي كه سي ساله اش را شصت ساله نشان مي دهد .
برداشت چهارم
تصوير كودك دچار سوء تغذيه تكرار  مي شود . مادر ترسيده به سوال هاي ما جواب مي دهد . كودك ، لباس پوشيده ي همان تصوير به ذهن مانده از كودكان دچار سوء تغذيه است كه در تمام دنيا عليرغم تفاوت هاي ظاهري و نژادي و مليت شبيه هم رنج مي كشند . چشم هاي مادر نگران است .نگراني لحظه اي محو مي شود زماني كه مي گوييم وضعيت كودكش بهتر شده است . اما دوباره موجي از نگراني در نگاهش پيدا مي شود :نكند جيره كودكم را قطع كنند و تمام خانواده از همين مقدار اندك محروم شوند.محتاط و نگران در انتظار جواب ، كودكش را به سينه مي چسباند.شايد تنها لبخند ما كمي از دامنه اين اضطراب كم كند.
برداشت پنجم :
برنامه ي كشوري حمايت از كودكان زير 6 سال دچار سوء تغذيه چند سالي هست كه در تمام كشور با همكاري وزارت بهداشت وكميته امداد امام انجام مي گيرد . اختصاص سبد غذايي (شامل چند قلم  كالاي اساسي كه انرژي و پروتئين مورد نياز كودك را براي رشد مناسب فراهم مي كند .) به كودكاني كه دچار سوءتغذيه هستند و خانواده هاي آنها قادر به تامين اين مواد غذايي نيستند .كمكي كه براي سالهاي بحراني رشد و نمو اين كودكان به آنها اختصاص داده مي شود سال هايي كه هر لحظه اش براي كودك و آينده ي او حياتي و سرنوشت ساز است .بيشتر كه جستجو مي كني مي تواني نام دكتر شيخ‌الاسلام را به عنوان طراح و مجري اين برنامه بشنوي  .مشتاق مي شوي تا از او بيشتر بداني . ماتت مي برد وقتي مي شنوي كه بازنشسته است .بي هيچ خبر ويژه اي يا تقديري و يا بزرگداشت براي قدم هاي بلندي كه براي سلامت اين مردم برداشته است. لحظه اي سست مي شوي .راستي آينده ي تمام اشتياق من هم همين خواهد بود ؟
برداشت آخر :
سالها بعد شايد يكي از همين كودكان كه به مدد ياري چنين برنامه اي توانسته است خود را از چنگال مرگ اور و شوم فقري تحميل شده برهاند اصلا به خاطر نياورد كه اين روز ها چگونه گذشته است .اما جايي ثبت شده است حتي اگر هم او و هم ما آن را به خاطر نياوريم .
رودخانه هاي متلاطم قابل پيش بيني نيستند . مي شود از آنها ترسيد و يا به طغيان آنها دلخوش كرد . اما آنچه مسلم است اينكه چه موجب ويراني شوند و سبب باردهي به يكباره گردند جريان آنها مقطعي است وهيچ اثر پايداري در رشد و حيات يك سرزمين ندارند .
چشمه هاي كوچك بي سروصدايي كه به صورت مداوم از دل خاك مي جوشند و گاهي چنان بطئي و كند جريان دارند كه هيچ به چشم نمي آيند و به گوش نمي رسند اما در تداوم بي هيچ هياهوي خود موجد زندگي اند . اين را در اشك هاي اميدوار مادري مي توان ديد كه كودك نجات يافته را به سينه ي خود مي‌فشرد و كدام مادر است كه به اميد آينده اي بهتر از آنچه خود تجربه كرده است كودكي را به سينه نفشارد و در قدم هاي توان گرفته ي كودكي كه مي تواند هنوز به آينده اميد داشته باشد .اميد به زندگي بهتر.
انسان هاي بي ادعاي ناشناخته هستند كه در اعماق حيات اجتماعي اين مردم از چشمه ي روز به روز زندگي خودشان ذره ذره سبزي را به قلب كوير هديه مي كنند و تلاش مي كارند تا زندگي برويانند..
چشم انداز
اگر فرصتي شد و در دل كوير مادري را با چشم هاي پر از اشك ديديد كه كودكي را به سينه مي فشرد كه همزمان مي خندد صداي آن چشمه را خواهيد شنيد حتي اگر هنوز هيچ برايتان مهم نباشدبدانيد كه دكتر ربابه شيخ الاسلام كيست . همين صدا براي به خاطر سپرده شدن او كافي است.نه فقط او كه بهورز گمنام هر خانه ي بهداشت در روستايي كه مي تواند چاهكي باشد بر خاتم انگشتري كوير؛ شايد پراز اميد آب براي آباداني و شايد چاله اي در مسير سقوط براي غفلت از آنچه مي‌توانستيم اما انجام نداديم و آنها را كه انجام دادند قدر نشناختيم .انتخاب را زمانه مي كند.كاش رویش سبزی را براي كوير انتخاب كند.
 
 
نویسندهزیبا کاوه یی


برای ارسال نظر باید ابتدا با نام کاربری خود به سایت وارد شوید.


نام و نام خانوادگی:  
پست الکترونیک:  
متن پیام:  
 بازسازی
کد امنیتی :  

عضویت در خبرنامه

جهت عضویت در خبر نامه ایمیل خود را در قسمت روبرو وارد کنید
شما بعد از عضویت در خبرنامه در هر زمان می توانید با وارد کردن ایمیل خود عضویتتان را لغو کنید
لینک های مفید خدمات الکترونیکی شبکه های اجتماعی تماس با ما
تهران خیابان سئول شمالی شهرک سئول خیابان نسترن کوچه دوم شرقی پلاک 2 طبقه اول
تلفن تماس 1 : 88037734 (+9821)
تلفن تماس 2 : 88037834 (+9821)
پست الکترونیک : behsite@gmail.com