خلاقیت و سلامت

سلامت یعنی چه و مسئولیت  حفظ آن با کیست  ؟

از نظر  سازمان جهانی بهداشت  سلامت "تنها نبود بیماری نیست" سلامت یعنی رفاه کامل جسمی، روانی، عاطفی، معنوی، اخلاقی و اجتماعی. یک بستر وسیع که ما را در جریان خودش به گونه­ای قرار می­دهد که حس آسایش داشته باشیم.
بنابراین اگر به سلامت اینگونه نگاه کنیم می­بینیم که وزارت بهداشت به تنهایی نمی­تواند متولی سلامت کشور باشد و همه باید برای سلامت کار کنیم، یعنی آن شعار زیبای سلامت برای همه و همه برای سلامت را باید بخاطر بسپاریم
 
در این تعریف هر کدام از ما در سلامت خود و اطرافیانمان نقش داریم مثلا یک فرد با بیماری عفونی می تواند در یک محیط عمومی چندین نفر را بیمار کند و یا فردی که قوانین رانندگی را رعایت نمیکند میتواند سلامت عده ای را به خطر بیندازد و موجب مرگ و معلولیت شود در حقیقت تمامی افراد یک جامعه و سازمانهای دولتی و غیر دولتی همه میتوانند در حفظ و بهبود سلامت فعال باشند.  طیف وسیعی از اقدامات کوچک توسط همه میتواند سلامت اجتماعی و حتی سلامت عاطفی جامعه  را بهبود بخشد .
سه پدیده مهم برای حفظ سلامت همگانی آب ،هوا و غذای سالم است که غفلت از هر کدام میتواند بار بیماری را در جامعه افزایش دهدو سلامت آب را وزارت نیرو و سازمان آب و فاضلاب بعهده دارند ولی فاضلاب های شهری، صنعتی، مواد دفعی حیوانی وگیاهی در شهرهای بزرگ که دارای نیتروژن آلی هستند آبهای زیر زمینی را آلوده میکنند استفاده از کودهای شیمیایی و حیوانی، استفاده از آفت کش ها و حشره کش ها  که در کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد ضمن آلوده کردن بعضی محصولات نهایتا خاک و آب را نیز پر مخاطره می سازد ؛ از جمله دلایل اصلی آلودگی آب آشامیدنی انسانها هستند.
در این میان سمومی مانند نیترات، آهسته و پیوسته سلامتی فرزندان ما را تهدید می کنند.  کشور ما در شرایط فعلی علاوه بر موارد مهم فوق  تحت تاثیر عوامل دیگر مانند گرانی، تورم ، ترافیک ، فشار های اجتماعی است که همه اینها میتواند   روی سلامت جسمی روانی و اجتماعی ما تاثیر مخرب بگذارد . با توجه به ارتباط مشکلات و هم افزایی آنها و نیاز مبرم به کار مشترک سازمانهای مختلف از سال 1371 شورایی بنام غذا و تغذیه در وزارت بهداشت تشکیل شد تا همه سازمانها بتوانند با تیادل نظر و اقدامات مشترک در حفظ سلامت مرتبط به غذا بکوشند
 ولی چون ریاست شورا  وزیر بهداشت بود و این مسئله عدم شرکت سایر وزرا را سبب میشد با تلاش فراوان شورای عالی سلامت و امنیت غذایی با شرکت همه وزرا و ریاست رییس جمهور از سال 1383 بوجود آمد تا همه مسئولین با تلاش و مشترک در رفع معضلات بکوشند .

  آیا سلامت و خلاقیت به هم ارتباطی دارند؟

 بله این ارتباط می تواند دوسویه باشد اول اثر سلامت جامعه بر افزایش خلاقیت و دوم نقش خلاقیت در سلامت . البته  بیشترین ارتباط  که همه ما مشاهده کرده ایم اثر مثبت خلاقیت در سلامت افراد است ، لذت ناشی از یک اقدام خلاقانه  از نظر فیزیولوژیک موجب نشاط ، انگیزه و شوق در افراد می شود ، گاهی خلاقیت ها بصورت کار هنری پدیدار می شوند مانند ایجاد سبک نوینی در نقاشی ، موسیقی هنر های دستی ، رقص ، بازی  که ممکن است این خلاقیت ها موجب کسب شهرت یا بعنوان کاری در آمد زا مورد توجه قرار گیرد. 
خلاقیت های فردی از ذهن توانمند سرچشمه می گیرد  و افرادی که مبتکر روش ها و ایده های نو در زمینه علم یا هنر می شوند گاه به شهرتی می رسند  که خود در بعضی افراد موجب سر فرازی و رضایت درون می شود و یا گاهی نتیجه این خلاقیت شادی و لذت و یا افتخار جامعه می شود و بعضا جامعه جهانی را به حیرت و تشویق وامی دارد.
از طرف دیگر ممکن است سوال شود در پاسخ به اینکه آیا سلامتی نقشی در افزایش توانمندی و خلاقیت  افراد دارد و آیا کسانی که در رفاه کامل هستند می توانند خلاقیت بیشتری نسبت به افراد و جوامع محروم داشته باشند؟ باید گفت  پاسخ به این سوال مستلزم  داشتن تعریف کامل از کلیه واژه هاییست که بکار بردیم.
اگر واقعا جامعه ای چنان در فقر مطلق باشد که تنها تامین غذا و سر پناه دغدغه اصلیش باشد به دلیل اثر مخرب بی غذایی و شرایط نامناسبی که  بر رشد مغز تاثیر میگذارد   و گاهی ناتوانی ذهنی و جسمی کودکان را بدنبال دارد  امکان کمتری وجود دارد که در این جوامع  ما خلاقیت های آشکار و قابل توجهی را شاهد باشیم.

 
  در زمینه اثر سلامت بر خلاقیت در سفری که سازمان جهانی بهداشت برای   مدیران کشور های منطقه ،که برای پیشگیری و کنترل اختلالات ناشی از  کمبود ید کار می کردند  تدارک دیده بود.   کشور  نپال در منطقه مرتفعی در کمر بند کمبود ید جهان واقع شده است و من بعنوان مدیر این برنامه جزو دعوت شده گان بودم   آنجا ما را به چند منطقه بردند که شبیه روستاهای ایران بود و مردان همه در آفتاب کنار دیوار ها نشسته بودند  مدیران سازمان پازل هایی را با خود آورده بودند که ناتوانی ذهنی این افراد را که در معرض کمبود شدید ید بودند بما نشان دهند  پازلها   دو ، سه و یا چهار قطعه ای بودند به ما می­گفتند این پازل­ها را به این­ها بدهید که درست کنند ما همه متعجب به آقایان که زبان ما را هم نمیدانستند نزدیک شدیم و آنها هم بلند شدند و ما اولین پازل را به آنها دادیم که دو قطعه بود مترجم ما حالیشان کرد که این دو تکه یک درخت است که جدا شده آنرا وصل کنید ودرخت درست کنید آنها شروع کردند و بعد از چند بار بالا و پایین گذاشتن  و خندیدن و دست به دست دادن یکی درخت را درست کرد و خوشحال مانند کسی که مسابقه ای را برده کلماتی میگفت که خوشحالیش را نشان دهد بعد پازل سه قطعه ای را دادیم اینبار ده دقیقه طول کشید و آنها روی زمین نشستند و مرتب تکه ها را جابجا کردند عده ای رفتند و دوباره کنار دیوار نشستند و بلاخره با کمک مترجم پازل درست شد. 
  ما آنجا فهمیدیم که که کمبود یک ماده مغذی می­ تواند تا چه حد روی افراد و جامعه اثر گذار باشد  زمانی که مغز در حال شکل­گیری است این کمبود باعث می شود ید کافی به جنین نرسد و نتیجه اش عقب­ ماندگی­های ذهنی است که  گاهی اوقات بصورتی که غده تیرویید در جنین تشکیل نمی شود بصورت کرتینیسم  ( عقب افتادگی شدید ) ظاهر میشود که این کودکان اغلب به بلوغ نمیرسند و کوتاه قد و چهره خاصی دارند.
  یک ریز مغذی دیگری به نام فولات یا اسید فولیک هست که یک مادر باردار قبل از اینکه باردار شود باید از سه ماه قبل این ماده را حتما مصرف کند  برای همین در کشور ما مصرف قرص اسید فولیک سه ماه قبل از بارداری توصیه می شود  .  اگر این کمبود وجود داشته باشد باعث نقص لوله عصبی نخاع  می شود و یا گاهی بچه با نخاع بسته نشده و باز بدنیا میاید که درمانش بسیار سخت و هزینه بر است و احتمال مرگ نوزاد وجود دارد .با این مثالها اگر از استثناهای بسیار نادر  بگذریم می بینیم وقتی کمبود یک ماده غذایی سلامت را بشدت تحت تاثیر قرار میدهد و ممکن است کودکان با آن ناتوانی ها بدنیا بیایند مسلم است که با آن ذهن در آن جامعه خلاقیتی شکل نمیگیرد .
 البته از کمبود های ذکر شده که بگذریم در جوامع بسیار فقیر گاهی خلاقیت هایی بروز کرده که موجب جنبشی سازنده   یا تحول هنری  شده است برای مثال ونگ گوگ نقاش  هنرمند و مایکل جاکسون آوازه خوانی که خلاقیت بسیاری در زمینه هنری داشتند خانواده های ثروتمندی نداشتند و البته در شرایط  خوبی زندگی نمی کردند.        


 
تحقیقات زیادی در حوزه پزشکی نشان داده است  که هنر  و به طور خاص خلاقیت  برای سلامتی ذهنی و فیزیکی ما مفید است. در این زمینه بار ها   پیوند بین خلاقیت و سلامت روحی و جسمی ثابت شده است. شور و شوقی  که خلاقیت ایجاد می کند  از ما محافظت فیزیولوژیکی می کند، به ما اجازه می دهد تا با استرس کمتری کار کنیم ، فعالیت های خلاقانه روی  بدن به نحوی شبیه به مدیتیشن تأثیر می گذارد. و  مانند یوگا با تاثیر روی  مغز  سلامت کلی ما را محافظت می کند. برای افزایش خلاقیت در جامعه حد اقل رفاه نسبی لازم است و مهمتر از آن آموزش های همگانی کودکان باید جهتی مثبت همراه با مهارت آموزی باشد و  زمینه های علاقه وکشش و سمت سوی تمایل فطری و درونی کودکان شناسایی شود و مربیان باید تلاش  کنند در همان جهت تمایل کودک متمرکز شوند.
کارشناسان سلامت اجتماعی می گویند همه می توانند بر اساس حس درونی خود استعداد هایی داشته باشند و کشف این استعداد ها مهم است و کودکان باید بیاموزند بجای اینکه وقت خود را صرف متهم کردن خانواده، دوستان و شرایط زندگی خود کنند راه هایی برای انرژی خلاق و فیزیکی خود بیابید و در حقیقت وجود خود و درون خود را شارژ کنند واگنر می گوید: "به داخل نگاه کنید." در نهایت مسیر نوآوری نیاز به یک نوع خاص از قدرت درونی، یک نظم معنوی دارد  مهم است که نظم گوش دادن به خودتان را پرورش دهید. حتی اگر شما هیچ حمایتی نداشته باشید، پشتیبانی که در نهایت بیشتر مورد توجه قرار می گیرد باید از داخل شما باشد.
 

؟ آیا افرادی هستند که سلامت جامعه را قربانی تجارت و سود خود می کنند؟

 بله و این افراد متاسفانه  در همه جای جهان وجود دارند.  حس مالکیت و بیشتر داشتن،  یک نیاز درونی است که از دوران کودکی در ما وجود دارد و خصوصا اگر خانواده نیز سمت و سویی افراطی برای داشتن های بهتر و بیشتر داشته باشند  فرزندان ممکن است سبک و سیاق رفتاری آنان را دنبال کنند. حس تملک از دو سالگی و شاید زودتر در کودک شکل می گیرد و این حس باید توسط والدین بطور کامل قبول و تثبیت شود تا درکودک حس امنیت در مورد آنچه دارد بوجود آید و کم کم به مرحله ای برسد که خود بخواهد کتاب یا اسباب بازیهایش را با هم سن های خود مورد استفاده قرار دهد.
بعضی از روانشناسان معتقدند کامل شدن حس مالکیت کودک بسیار مهم است و اگر این حس در دوران کودکی کامل نشده باشد فرد در بزرگسالی مایل به انباشتن و جمع کردن هر چه بیشتر خواهد داشت . البته این تنها دلیل سمت و سو گرفتن بعضی از افراد به اینکه در این راه  از خلافکاری  و ناپاکی استفاده کنند  نیست و عوامل سیاسی ،اجتماعی و خانوادگی بسیاری نیز میتواند فرد را بسویی بکشاند که سلامت جامعه را برای سود بیشتر  خود قربانی کند
 این سلامت میتواند سلامت جسمی ، روانی و عاطفی یا اجتماعی باشد . این افراد همیشه کار خود را توجیه میکنند . برای مثال در همین روز ها در کشور افرادی سود جو با جمع آوری نمک اطراف دریا چه ارومیه و بسته بندی و فروش آنها سود کلانی بدست میاورند در حالیکه وزارت بهداشت آلودگی این نمک ها را بار ها اعلام کرده است 
توجیه این افراد که برای قشر ناآگاه جامعه قابل قبول است اینست که این افراد دولت را متهم میکنند که به نمک ماده شیمیایی ( بدون ذکر واژه ید که یک ماده غذایی ضروریست و کمبود آن مخاطرات زیادی دارد ) اضافه میکند و تصفیه کردن نمک املاح مفید دیگر آنرا میگیرد و نمک طبیعی برای بدن مفید تر است و البته روی بسته بندی ادعا های غیر علمی دیگری را هم مینویسند مانند این که این نمک طبیعی است و فشار خون را بالا نمی برد و در حاشی این سود کلان از ائمه مثال می اورند که توصیه به مصرف روزانه نمک داشته اند  بدون اینکه بگویند در آن سالها در بیابان عربستان چه گرمایی وجود داشته که باعث تعریق میشده  و کمبود املاح بدن  را در معرض خطر می انداخته و مصرف نمک توصیه میشده ،



 
از طرف دیگر اگر چه جهان در عرصه سلامت و پیشگیری از بیماریها موفق بوده و هر لحظه در حال تحول است ولی بعضا در همان کشور هایی که قانون از مردم حمایت میکند در عرصه پزشکی اتفاقاتی رخ میدهد که نشان از بی اخلاقی و نا کار آمدی قانون دارد برای مثال وقتی داروی جدیدی که توسط کمپا نیهای چند ملیتی حمایت و در کارخانه ای تولید میشود در زمانی که دارو به کشور های جهان سوم یا در حال توسعه وارد میشود برشور های متفاوتی با داروی اصلی که در کشور مبدا وجود دارد در جعبه دارو ها گذاشته شده . هدف تغییر برشور مورد مصرف دارو است  مثلا در کشور خودشان مصرف دارو برای  دو مورد است برای  کشور هایی مانند ما ده مورد مصرف ذکر میشود تا دارو  توسط عده بیشتری تجویز شود و سود بیشتری عاید کمپانی سازنده دارو شود
   کشور هایی که قانون و اخلاق در آن حاکم است و قانون در کنار اخلاق تلاش می­ کند که شهروندان زندگی آرامش بخشی و سالمی داشته باشند  کمتر سود جویی به ضرر سلامت اتفلق میفتد چون در این صورت اعتماد مردم به درمانگران کم شده و سلامت روانی و اجتماعی جامعه  خدشه دار می شود.
کشورهایی هستند که قانون دارند ولی به اخلاق اهمیتی نمی ­دهند. باز هم آن­ها مشکلات خودشان را دارند و ممکن است تجارت  سلامت را دور بزند  ولی دردناک­ترین گروه کشورهایی هستند که در معرض دیکتاتوری هستند و  با وجود داشتن قانون رعایت آن ارزیابی نمیشود  یا بطور مشهود قانون رعایت نمی شود چون بی قانونی اهمیتش را در قبال نافرمانی از دست میدهد.   
 جوامع بشری در فشار نمی ­توانند  خوب رشد کنند . برای مثال شما اگر گیاهی را در جایی بگذارید که نور و هوا نبیند یا به آن آب ندهید  کم­کم پژمرده می­ شود و می میرد ، جوامع هم نیاز به آزادیهای انسانی همراه با رفاه و معیشت مناسب برای رشد وتعالی اهداف اخلاقی  دارند .
اگر جامعه در طول سالها توسط دیکتاتورها اداره شده باشد، در طول زمان  پادشاهان مختلف با قتل وغارت و بیرون کشیدن چشم انسانها و بریدن زبان و گرفتن مالیات های سنگین  برای فرماندهی و ماندن در اریکه قدرت رو آورده و با آرزوی کشور گشایی درمردم  همیشه حس  نا امنی را تقویت کرده باشند  نباید انتظار داشته باشیم در چنین جامعه ای    رشد بسوی تکامل و تعالی رخ دهد و حتی خلاقیت ها سمت و سویی مثبت داشته باشد .
بنابراین برای عده ای منفعت طلب فرصتی راه چپاول هر چه بیشتر  و سو استفاده باز است  یا مثلا مدیری که در راس وزارتخانه ایست  ترجیح میدهد برای ماندن در پست خود مجوز واردات  داروهای بسیار گران را برای درمان سرطان از شرکت های وابسته به قدرت بدهد  ولی حاضر نمیشود حرف کارشناسا نه را در مورد کاهش بروز سرطان با کاهش مصرف سم و کودهای نامناسب گوش کند چون این کاری طولانی مدت است  و نیاز به تلاش و زحمت بیشتری دارد .
 

در جوامعی که فقر و نابرابری وجود دارد آیا خلاقیت سمت و سوی درست می­ گیرد؟

البته باید بگویم خلاقیت زمانی بار مثبت دارد که نتیجه اش برای همگان مثبت ، دوست داشتنی و با عث افتخار باشد ، ولی با تاسف فراوان باید گفت که اگر خلاقیت به نفع همگان و صلح آفرین نباشد  آیا باز این واژه را برایش بکار میبریم؟ بنابراین خلاقیت دو وجهه متضاد می­تواند وجود داشته باشد. یکی در جهت صلح و برقراری عدالت، یعنی من خلق می­کنم برای زیبایی برای اینکه شما ببینید و لذت ببرید. این تابلو را می­کشم این موزیک را می نوازم  برای اینکه شما یک لحظه از دردها رها شوید و یا دارروتیی را برای درمان بیماری خاص فرموله میکنم و یا کار های خلاقانه دیگر که نیازی را برآورد یا مشکلی را از جامعه بزداید
  ولی فریاد از  جامعه جهانی که  فرومایگان سکان­دار کشتی آن هستند و  خلاقیت ها را در جهت  میدهند ،خلاقیت را به خدمت میگیرند   که چگونه رقبا را از پا بیندازند   از نظر من خلاقیت در ساخت ماده شیمیایی کشنده ، خلاقیت در تولید سلاح های مرگبار تر، خلاقیت نیست و کمپانی تولید کننده خلاقیت افرادی را برای نابودی دشمن خریده است  
نمیدانم آیا باید بگوییم  خلاقیت مثبت وخلاقیت منفی
اگر این را بپذیریم  که هم در جوامع فقیر و هم در کشور های برخوردار این سردمداران هستند که  به دلیل بیشتر خواستن های بی خردانه و افکاری که پوچی آن بار ها در جهان ثابت شده  ، " با تصاحب همه جهان میتوان به صلح رسید "  "من تنها من، درست میدانم و درست میگویم" "همه باید از من اطاعت کنند"  خلاقیت های منفی میتواند ظهور پیدا کند ، قصه تلخ تولید ویروس های انسان کش ، تولید خلاقانه گاز های سمی برای خفه کردن  و ناتوان کردن انسانها ، آلوده سازی مواد غذایی در صادرات  خلاقیت است ؟      
 
 
نویسندهدکتر ربابه شیخ الاسلام موسسه کودک ،سلامت و توسعه




نام و نام خانوادگی:  
پست الکترونیک:  
متن پیام:  
 بازسازی
کد امنیتی :  

عضویت در خبرنامه

جهت عضویت در خبر نامه ایمیل خود را در قسمت روبرو وارد کنید
شما بعد از عضویت در خبرنامه در هر زمان می توانید با وارد کردن ایمیل خود عضویتتان را لغو کنید
لینک های مفید خدمات الکترونیکی شبکه های اجتماعی تماس با ما
تهران خیابان سئول شمالی شهرک سئول خیابان نسترن کوچه دوم شرقی پلاک 2 طبقه اول
تلفن تماس 1 : 88037734 (+9821)
تلفن تماس 2 : 88037834 (+9821)
پست الکترونیک : behsite@gmail.com